کشت مایعات بدن

عوامل اتیولوژیک بیماری از تمام گروهها (باکتریها، قارچها، ویروسها و انگلها) ممکن است در داخل بافتهای بدن یا مایعات بدن یافت شوند. در این فصل در بارة انواع میکروارگانیسم هائی که احتمالاً از نمونه های بافتی، استخوان – مغز استخوان و مایعات استریل بدن جدا می گردند بحث می شود. باکتریها، قارچها و ویروسها را می توان بوسیلة روشهای میکروبشناسی در آزمایشگاه تشخیص داد و بحثی که بعداً خواهد آمد بر روی این عوامل متمرکز می شود. بدلیل اینکه وجود حتی یک کلنی از یک باکتری پاتوژن می تواند با اهمیت باشد و به دلیل اینکه این نمونه ها نسبت به سایر نمونه ها بیشتر به آزمایشگاه فرستاده می شود، توصیه می گردد که تمام مراحل کار بر روی نمونه، انتقال نمونه و کشت بر روی محیط بوسیلة یک تکنولوژیست ماهر که دارای دستکش بوده و در زیر هودهای ایمنی بیولوژیک کار می کند، انجام شود.

در اغلب موارد تشخیص و شناسائی انگلها در بافت با استفاده از خصوصیات ساختمانی و مورفولوژیک آنها در برش رنگ آمیزی شده بافت شناسی صورت می گیرد. آزمایش و تشخیص انگلها در بافت بوسیلة پاتولوژیست انجام می شود. اما در اغلب موارد عفونت با پنوموسیستیس کارینی تشخیص بوسیلة میکروبیولوژیست از مواد بیوپسی شده ریه صورت می گیرد. گاهی در نمونه مرطوب تهیه شده از مایع پلور ممکن است آنتاموباهیستولیتیکا وجود داشته باشد. این انگل را می توان در نمونه های گرفته شده از دیواره یک آبسه آمیبی کبدی شناسائی نمود. سایر بافتها را می توان جهت انگلهائی مانند لیشمانیا و تریپانوزوما کشت داد.

 

1-     مایعات استریل بدن

در پاسخ به یک عفونت، در هر حفره بدن ممکن است مایع تجمع پیدا کند. بافت های سخت اغلب ایجاد فلگمون، سلولیت یا آبسه می نمایند. مناطقی از بدن که معمولا مایعات آنجا را جهت مطالعات میکروبشناسی ارسال می کنند (علاوه بر خون و مایع مغزی نخاعی ) عبارتند از:

  • قفسه سینه (مایع پلور)، حفره شکمی (مایع آسیت یا مایع پاراسنتز یا مایع پریتون). مفاصل (مایع مفصلی)، پریکارد (مایع پریکارد).

تکنیک های آزمایشگاهی جهت کار بر روی تمام مایعات استریل بدن بیشتر اوقات مشابه است. مایع شفاف را می توان بوسیلة سانتریفوژ کردن یا فیلتراسیون تغلیظ نمود. در صورتیکه مواد چرکی را می توان مستقیماً به محیط کشت تلقیح نمود. هر مایع بدنی که به صورت لخته به آزمایشگاه رسید بایستی جهت آزاد شدن باکتریهای مخفی در لخته هموژنیزه شده و جهت آزاد شدن سلولهای قارچی باید خرد شود. آماده سازی چنین نمونه هائی بایستی در دستگاه گریندر بافتی یا با استفاده از یک هاون و دسته هاون یا گریندر بافتی شیشه ای انجام شود تا باکتریها بهتر جدا شوند. خرد کردن ممکن است عناصر قارچی را از بین ببرد، بنابراین جهت نمونه ای قارچی توصیه نمی شود. جهت جداسازی قارچها بایستی قطعه ای از نمونه را با اسکالپل بریده و مستقیماً بر روی محیط کشت قرار داد.

 

الف- مایع پلور (جنب) (Pleural fluid)

مایع پلور یا افیوژن پلور،  جمع شدن مایع در فضای پلور (جنب) می باشد. فاصلة بین ریه و دیواره قفسه سینه را فضای جنبی می گویند. مایع ممکن است دارا یا فاقد سلول و ترکیبات آن شبیه سرم باشد (با پروتئین کمتر). این نوع مایع را ترانسودا (Transudate) می گویند که اغلب تشکیل آن در نتیجة بیماریهای قلبی، کبدی و کلیوی است مایع پلوری که دارای تعداد زیادی گلبول سفید و شواهد دیگری از یک پاسخ التهابی باشد معمولاً ناشی از عفونت است، اما بدخیمی ها، آنفارکتوس ریه، یا بیماریهای خود ایمنی که در آن واکنش بین آنتی ژن – آنتی بادی آغازگر یک پاسخ التهابی است نیز ممکن است مسئول باشند. چنین مایعی اگزودا (Exudate) نامیده می شود و معمولاً این مایع به آزمایشگاه میکروبشناسی ارسال می گردد. این نمونه معمولا بوسیلة آسپیراسیون سوزنی (Thoracentesis) جمع آوری می شود و با نام مایع پلور، مایع توراسنتز یا مایع امپیما (Emphyma fluid) به آزمایشگاه فرستاده می شود. مایع پلور اگزوداتیوی که دارای تعداد زیادی نوتروفیل بوده و به طور مشخص چرکی باشد مایع امپیما نامیده می شود. اپیما متعاقب پنومونی ایجاد می شود، اما سایر عفونت هایی که نزدیک به ریه ایجاد می شوند (مثلاً عفونت زیر دیافراگم) ممکن است موجب کاستن میکروارگانیسم ها در فضای پلور گردند. باکتریهائی که از مایع پلور جدا می شوند همان باکتریهائی هستند که ایجاد پنومونی می کنند مانند استرپتوکوکوس پنومونیه، استافیلوکوک اورئوس، هموفیلوس آنفلوآنزا، انتروباکتریاسه، سودوموناس و باکتریهای بیهوازی. ارگانیسم های بیهوازی در مایع پلور یا امپیما، ثانویه به پنومونی آسپیراسیون یا عوارض آن (آبسه ریوی) هستند و با شیوع کمتر سایر استرپتوکوکها، مایکوباکتریوم توبرکلوزیس و مایکوباکتریهای غیرتوبرکلوزی، گونه های اکتینومایسس، گونه های نوکاردیا، قارچها و ندرتاً مایکوپلاسما، ویروسها ممکن است از کشت امپیما ایزوله گردند. مایع پلور همانند سایر مایعات استریل بدن باید در یک لوله استریل ویالی که اکسیژن آن خارج شده و یا به آزمایشگاه منتقل شود. 5-1 میلی لیتر نمونه جهت جداسازی بیشتر باکتریها کافی است، اما مقادیر بیشتر خصوصاً در مورد جداسازی مایکوباکتریوم و قارچها بهتر است، ویالهای انتقال بیهوازی به طور تجاری موجودند. این ویالها در شرایط بدون اکسیژن تهیه شده و درب آنها با چوب پنبه، پلاستیک یا یک درپیچ کوتاه بسته شده و از طریق آنها مایع را به داخل ویال می توان تزریق نمود. مایع پلور را می توان بوسیلة سرنگی که سر آن بسته شده سریعاً به آزمایشگاه انتقال داد. اما این روش نسبت به ویالهای آماده مزیت کمتری دارد. بیشتر باکتریهای مهم از نظر بالینی به طور مناسب در ظروف انتقال بیهوازی (مانند سرنگ و لوله های درپیچ‌دار استریل)، اگر چرکی باشند و مقدار آنها کافی باشد، بمدت کوتاهی زنده می مانند. نمونه هائی که در سرنگ یا لوله های انتقال بیهوازی به آزمایشگاه می رسند باید حتی الامکان هر چه سریعتر در محیط های معمول هوازی و بیهوازی کشت داده شوند و رنگ آمیزی گرم روی آنها انجام گردد. اگر باسیل های گرم – مثبت با رشته های طویل و نازک دیده شوند، باید گسترش دیگری را جهت رنگ آمیزی اسید – فاست تغییر یافته جهت نوکاردیا آماده نمائیم. باسیلهای رشته ای که اسید – فاست نباشند معمولا گونه های اکتینومایسس هستند.

نمونه جهت جداسازی مایکوباکتریها و قارچها باید در لوله های درپیچ دار استریل منتقل شوند. حداقل 10 تا 15 میلی لیتر از مایع مورد نظر جهت جداسازی مناسب ارگانیسم هائی که به تعداد کم در مایع وجود دارند لازم است. نمونه هائی که مقداری رقیق هستند بوسیلة سانتریفوژ کردن نمونه در g×1500 به مدت حداقل 15 دقیقه تغلیظ می شوند. مایع روئی باید به روش آسپتیک و با استفاده از یک پیپت استریل خارج شده و یک میلی لیتر از مایع روئی جهت مخلوط کردن نمونه باقی بماند. با استفاده از یک پیپت استریل نمونه را چند مرتبه بالا و پائین می کشیم تا رسوب بخوبی به صورت سوسپانسیون درآید. البته باید این کارها را در زیر هودبیولوژیک انجام داد. از سوسپانسیون آماده می توان جهت کشت و تهیه گسترش استفاده نمود. نمونه مایع را جهت بررسی قارچها علاوه بر رنگ آمیزی گرم باید به روش مرطوب نیز مورد آزمایش قرار داد. از هیدروکسیدپتاسیم 10% یا رنگ کالکوفلور سفید می توان جهت مشاهده عناصر قارچی استفاده نمود. علاوه بر اشکال میسیلیومی، مواد حفرة توراسیک ممکن است حاوی اسفرولهای کوکسیدیوئیدس یا سلولهای مخمری جوانه‌دار باشند. محیط های کشتی که از رشد قارچها حمایت می کنند شامل BHI آگار (که با خون گوسفند و آگار ممانعت کننده از رشد کپک تکمیل شده است) می باشد. از آنجائیکه گونه های لژیونلا اغلب از مایع پلور جدا می شود، محیط های اختصاصی می تواند جهت جدا کردن این ارگانیسم مورد استفاده قرار گیرد. در این گونه مواد پزشک باید آزمایشگاه را جهت کشت نمونه به منظور جداسازی لژیونلا آگاه سازد.

 

ب- مایع صفاقی (Peritoneal fluid)

فضای صفاقی شامل احشائی مانند کبد، پانکراس، معده، روده ها، مثانه، لوله های فالوپ طحال و تخمدانها می باشد. کلیه ها در وضعیت خلف صفاقی هستند. در یک فرد سالم فضای صفاقی حاوی مقدار کمی مایع بوده که عمدتاً جهت مرطوب نمودن سطح صفاقی می باشد. مایع صفاقی طبیعی حاوی 300 گلبول سفید در هر میلی لیتر می باشد، اما مقدار پروتئین و وزن مخصوص آن پائین است.

عوامل عفونی از طریق سوراخ شدن روده، عفونت احشاء داخل شکم، از طریق جریان خون، یا بوسیلة تلقیح خارجی (مانند جراحی و تروما) به پریتون انتقال می یابند. در PID یا بیماری التهابی لگن، ارگانیسم ها از طریق کانالهای طبیعی لولة فالوپ به فضای صفاقی می رسند. در پریتونیت اولیه کانون عفونت مشهود نیست.

پریتونیت ثانویه به علت پارگی یک عضو احشائی یا سایر منابع شناخته شده عفونت ایجاد می شود. در طی یک عفونت یا پروسه التهابی، مایع افزایش یافته و در فضای صفاقی تجمع می یابد. این مایع معمولاً آسیت یا مایع آسیتی نامیده می‌شود که معمولاً سلولهای التهابی آن افزایش یافته و مقدار پروتئین آن بالاست.

ارگانیسم هائی که از نمونه یک بیمار مبتلا به پریتونیت اولیه جدا می شود با سن بیمار تغییر می کند شایعترین عامل اتیولوژیک در بچه ها استرپتوکوک پنومونیه و استرپتوکوک گروه A می باشد انتروباکتریاسه ها، سایر باسیل های گرم منفی و استافیلوکوک نیز ممکن است جدا شوند. در بالغین، اشریشیاکولی شایعترین، عامل بوده و متعاقب آن استرپتوکوک پنومونیه و استرپتوکوک گروه A قرار دارند. عفونت پلی میکروبی هنگامیکه فقط باکتریهای بیهوازی با بیماری مرتبط باشند شایع نیست. در میان زنان فعال از نظر جنسی، نایسریاگنوره و کلامیدیا تراکوماتیس عوامل شایع عفونت های تنفسی، اغلب در شکل پری هپاتیت (که سندرم فیتز – هاگ – کورتیس نامیده می شود) هستند. عوامل قارچی ایجاد کننده پریتونیت شایع نیستند. اما گونه های کاندیدا را می توان از بیمارانی که سیستم ایمنی آنها سرکوب شده یا بمدت طولانی داروهای ضدمیکروبی مصرف نموده اند، جدا نمود. کوکسیدیوئیدس ایمیتیدس یک عامل غیرمعمول پریتونیت در مناطق آندمیک (مانند جنوب غربی ایالات متحده) است.

پریتونیت ثانویه در نتیجه سوراخ شدن یک عضو احشائی، جراحی، جراحات ناشی از صدمه، اتصال ضعیف دیوارة یک عضو احشائی ناشی از بیماری های تخریب کننده (کولیت اولسراتیو، کارسنوما) انسداد، یا یک عفونت قبلی (آبسه کبدی، سالپنژیت، سپتی سمی و غیره) ایجاد می شود.

طبیعت، جایگاه و اتیولوژی فرآیند زمینه ای تابع عواملی هستند که از مایع پریتون جدا می گردد. با داشتن زمینه بیماری التهابی لگن (PID)، گنوکوک، بیهوازیها و کلامیدیا جدا خواهند شد. در پریتونیت یا آبسه های داخل شکمی عموماً بیهوازها را می توان به همراه انتروباکتریاسه ها، انتروکوک یا سایر استرپتوکوک ها جدا نمود. در بیمارانی که فلور روده ای آنها بوسیلة درمان ضد میکروبی  تغییر یافته است، باسیل های گرم – منفی مقاوم و استافیلوکوک اورئوس ممکن است دخیل باشند. از آنجائیکه در روده باکتریهای بیهوازی هزار برابر باکتریهای هوازی هستند، بنابراین جای تعجب نیست که نقش باکتری های بیهوازی شاید با باکتریهای اختیاری عمل سینرژیسمی داشته باشند. ارگانیسم هائی که احتمالاً جدا می شوند اشریشیا کولی، گروه باکتروئیدس فراجیلیس، انتروکوک و سایر استرپتوکوک ها، گونه های باکتروئیدس، سایر باسیلهای گرم – منفی هوازی، کوکسی های گرم – مثبت بیهوازی و کلوستریدیوم هستند.

نمونه یا بوسیلة آسپیراسیون از طریق پوست (پاراسنتز) و یا در هنگام عمل جراحی جمع آوری شده و جهت تهیه گسترش و کشت به آزمایشگاه فرستاده می شود. انتقال نمونه باید در ویال بیهوازی انجام شود. معمولاً 1 تا 5 میلی لیتر مایع جهت تشخیص عامل ایجاد کننده پریتونیت کفایت می کند، اما با مقادیر بیشتر نیز عملی است. به علت اینکه نمونه ممکن است حاوی باکتریهای بیهوازی نیز باشد بایستی هر چه سریعتر بر روی محیط های کشت تلقیح شوند. اگر تعداد زیادی از یک مادة شفاف سرمی خونی به آزمایشگاه برسد، باید بمدت 15 دقیقه در g×1500 سانتریفوژ شود. محیط های کشت باکتریولوژیک بایستی شامل آگار شکلاته و سایر محیط های لازم جهت رشد گنوکوک و گاهی گونه های هموفیلوس نیز باشند. روشهای مناسب جهت جداسازی قارچها، کلامیدیا و ویروسها در صورت درخواست باید به کار روند.

 

ج- مایع دیالیز صفاقی (Peritoneal dialysis fluid)

چند هزار بیمار مبتلا به بیماری کلیه مرحلة آخر با روش دیالیز صفاقی مزمن سیار (CAPD) به حیات خود ادامه می دهند. در این روش مایع به داخل حفرة شکمی تزریق شده مدت زمانی اجازه می دهند که آب و املاح تعویض شوند و سپس مایع را خارج می سازند در این بیماران معدل پریتونیت دوبار در سال برای هر بیمار می باشد. پریتونیت از نظر بالینی بوسیلة وجود یک مایع دیالیز کد رابری با یا بدون درد شکمی، یا فقط درد شکمی تشخیص داده می شود. گر چه گلبولهای سفید معمولاً به تعداد زیادی وجود دارند (بیشتر از 100 لکوسیت در میلی لیتر نشانة عفونت است)، اما تعداد ارگانیسم ها جهت تشخیص آنها بر روی لام رنگ آمیزی شده از رسوب مایع پریتون بسیار کم است. قارچها ساده تر تشخیص داده می شوند. اغلب عفونتها از فلور طبیعی پوست خود بیماران نشأت می گیرد. استافیلوکوک اپیدرمیدیس و استافیلوکوک اورئوس از عوامل شایع هستند و پس از آنها استرپتوکوک ها، باسیل های گرم منفی هوازی یا اختیاری، گونه های کاندیدا، گونه های کورینه باکتریوم و سایر باکتریها می باشند. مقدار اکسیژن مایع دیالیز صفاقی بسیار بالا بوده و بنابراین اجازه گسترش به عفونتهای بیهوازی را می دهند. در میان باسیلهای گرم – منفی جدا شده، گونه های سودوموناس، اسینتوباکتر و انتروباکتریاسه ها شایع هستند. آلودگی وسائل دیالیز نیز ممکن است در ایجاد عفونت دیالیز صفاقی مشارکت نماید. مایع دیالیز صفاقی معمولاً در یک لولة استریل یا لیوان ادرار به آزمایشگاه می رسد. حجم قابل قبول جهت پذیرش نمونه حداقل 10 میلی لیتر می باشد. اغلب بیماران مبتلا به پریتونیت یک مایع صفاقی با ظاهر کدرابری دارند که گلبولهای سفید آن بیشتر از 100 عدد در میلی لیتر متر مکعب می باشد. اگر کیسه دیالیز صفاقی به آزمایشگاه رسید، ابتدا آنرا با الکل 70% تمیز نموده و سپس با استفاده از یک سرنگ و سوزن مایع را جهت کشت آسپیره می نمائیم. مایع را می توان مستقیماً به محیط کشت خون تلقیح کرد. بدین منظور 10 میلی لیتر (و حداقل 2 میلی لیتر) مایع را به دو شیشه کشت خون تلقیح می نمائیم. جهت کشت با سایر روشها باید مایع را تغلیظ نمود. در صورتیکه مایع نیز شفاف باشد باید آنرا بوسیلة سانتریفوژ یا فیلتراسیون مانند سایر مایعات شفاف بدن تغلیظ نمود. مطالعات نشان داده که لیز کردن لکوسیت ها قبل از سانتریفوژ کردن بازیافت عوامل موثر را تسریع می کند. فیلتراسیون، مایع از طریق یک غشاء با سوراخهای 45/0، میکرومتر باعث می گردد که بتوان حجم بیشتری از مایع را مورد آزمایش قرار داد و نتایج بهتری نیز کسب کرد. از آنجائیکه ممکن است تعداد ارگانیسم عفونی در مایع بسیار پائین باشد (یک باکتری در هر 10 میلی لیتر مایع).  مقدار زیادی از مایع باید مورد آزمایش قرار گیرد. آزمایش رسوب حداقل 50 میلی لیتر از مایع توصیه می گردد. رنگ آمیزی گرم و یا آکریدین – نارنجی (AO) باید انجام شود حتی اگر تعداد باکتریهای فراهم شده پائین باشد. اگر نمونه فیلتر شده باشد، فیلتر را باید به روش آسپتیک سه قطعه کرده، یکی را روی آگار شکلاته جهت انکوباسیون در مجاورت CO2 5% یکی را روی آگار مک کانکی و دیگری را روی آگار خوندار جهت انکوباسیون بیهوازی قرار می دهیم. رسوب باید محیط های هوازی و تیوگلیکولات و آبگوشت های مشابه تلقیح شود، گر چه محیط های بیهوازی ضروری نیستند.

 

د- مایع پریکارد (Pericardial fluid)

قلب و عروق خونی بزرگ متصل به آن بوسیلة یک بافت محافظ بنام پریکارد پوشیده شده اند. فضای بین اپیکارد (غشاء احاطه کننده عضله قلب) و پریکارد، فضای پریکارد نامیده شده که محتوی 15 تا 20 میلی لیتر مایع شفاف است. اگر یک عامل عفونی در مایع پریکارد وجود داشته باشد پریکارد سفت و متورم شده و ممکن است عمل قلب و جریان خون را مختل نماید. این حالت تامپوناد (tamponade) نامیده می شوند. عوامل پریکاردیت معمولا ویروسها بوده، همچنین ممکن است انگلها، باکتریها و برخی از قارچها با این بیماری همراه باشند.

التهاب خود عضلة قلب (میوکاردیت) ممکن است با پریکاردیت همراه باشد. آسیب زائی بیماری به دلیل پاسخهای التهابی میزبان با مشارکت افزایش ساخت مایع و سلول و تخریب بافتی است. عوامل بسیار شایع پریکاردیت و میوکاردیت انتروویروسها خصوصاً کوکساکی ویروسهای A و B، اکوویروسها نقش کمتری دارند. در میان عوامل غیرویروسی مایکوپلاسما پنومونیه، انتروباکتریاسه ها، سایر باسیلهای گرم – منفی، باکتریهای بیهوازی، مایکوباکتریوم توبرکلوزیس، کلامیدیا، استافیلوکوک اورئوس و استرپتوکوک پنومونیه، کوکسیدیوئیدس ایمیتیس، آسپرژیلوس، گونه های کاندیدا، کریپتوکوکوس نئوفورمانس، هیستوپلاسما کپسولاتوم، آنتامباهیستولیتیکا و توکسوپلاسما گوندی را می توان نام برد. سایر باکتریها، قارچها و عوامل انگلی را نیز از افیوژن پریکارد جدا نموده اند. بدین دلیل همة عوامل را باید مدنظر قرار داد. بیمارانی که مبتلا به پریکاردیت ناشی از عوامل غیر ویروسی بوده اند، اغلب به دلیلی ایمنی آنها سرکوب شده است.

جمع آوری افیوژن پریکارد بوسیلة آسپیراسیون سوزنی و با کمک تصاویر الکتروکاردیوگرافی و توسط روشهای جراحی انجام می پذیرد. پرسنل آزمایشگاه باید در تهیه محیط های مناسب، محیط های کشت بافتی و روشهای رنگ آمیزی کار کشته و مجرب بوده و سریعاً آنها را در دسترس قرار دهند. مایع را باید طبق روشهای گفته شده مورد بررسی قرار داد.

 

هـ مایع مفصلی (Joint fluid)

آرتریت عفونی ممکن است در هر مفصل بدن ایجاد شود. این عفونت معمولاً ثانویه به گسترش خونی باکتریها و با شیوع کمتر قارچها بوده ممکن است به دلیل توسعه عفونت از استخوان به مفصل، متعاقب تزریق دارو (خصوصاً کورتیکواستروئیدها) به مفصل یا بعد از قرار دادن وسایل مصنوعی (مثلاً جایگزینی کامل استخوان مفصل ران) ایجاد شود. اگر چه آرتریت عفونی معمولاً فقط در یک جا ایجاد می شود (تک مفصلی) با گسترش خونی باکتریها یا قارچها ممکن است بیشتر از یک مفصل را درگیر نماید (چند مفصلی). زانو و مفصل ران شایعترین مفاصل مبتلا هستند. علاوه بر عفونت های همراه با میکروارگانیسم زنده در مفصل، آرتریت استریل خود محدود شونده به دلیل واکنش بین آنتی ژن – آنتی بادی پس از یک عفونت مانند مننژیت مننگوکوکسمی ممکن است ایجاد شود. وقتی نمی توان یک عامل اتیولوژیک را در نمونة مایع مفصلی جدا نمود، یا عامل زنده ای وجود ندارد و یا روشهای کشت و حمل و نقل کفایت لازمه را ندارند. مثلاً،‌حتی در بهترین شرایط، بورلیابورگدوفری از مایع مفصلی کمتر از 20% مبتلایان به بیماری لازم جدا شده است. نتایج آزمونهای غیراختصاصی مانند افزایش گلبولهای سفید، کاهش گلوکز یا افزایش پروتئین ممکن است بر یک عامل عفونی دلالت داشته باشند، اما قطعی نیستند. بعد از یک عفونت سیستمیک ممکن است باکتریهای ال فرم (L-form) در مایع مفصلی باقی بمانند اما چنین ارگانیسم هائی عموماً از مایع مفصلی ایزوله نمی شوند. استافیلوکوک اورئوس شایعترین عامل اتیولوژیک آرتریت عفونی است و تقریباً 70% چنین عفونتهائی را شامل می شود. اما، در بالغین با سن پائین تر از 30 سال، بیشتر نایسریاگنوره جدا می گردد. هموفیلوس آنفلوآنزا شایعترین عامل باکتریمی در بچه زیر 2 سال بوده و متعاقب آن شایعترین عامل آرتریت عفونی است، بعد از آن استافیلوکوک اورئوس قرار دارد. استرپتوکوکها مانند استرپتوکوکهای گروه A و B، پنوموکوک، استرپتوکوک ویریدانس در میان عوامل باکتریال مرتبط با آرتریت عفونی در تمام سنین غالب هستند. باکتروئیدس‌ها شامل باکتروئیدس فراجیلیس نیز ممکن است جدا گردد. فوزوباکتریوم نکرفوزم که عمدتاً بیش از یک مفصل را درگیر می کند نیز ممکن است از آرتریت عفونی جدا شود.

 

  • در میان مردمی که در مناطق مشخص آندمیک ایالات متحده و اروپا زندگی می کنند، آرتریت عفونی شکل بالینی غالب در بیماری لایم می باشد، برخی از عواملی که عموماً بیشتر موجب آرتریت عفونی می گردند در لیست زیر آورده شده اند.

مهمترین عمل این ارگانیسم ها تحریک پاسخ التهابی میزبان است، که معمولاً مسئول پاتولوژی عفونت است. آرتریت یکی از علائم مشخص بیماریهای عفونی ایجاد شده بوسیلة نایسریا یا گنوره و استرپتوباسیلوس مونیلیفرمیس (این عامل را نمی توان از مایع مفصلی جدا نمود) می باشد. احتمالاً در هنگام عفونت فعال کمپلکس آنتی ژن – آنتی بادی تشکیل شده و در مفصل تجمع می یابد. این کمپلکس ایجاد پاسخ های التهابی نموده که نهایتاً منجر به تخریب مفصل می گردد. از عوامل غیرمعمول آرتریت عفونی می توان ویروسها، مخمرها و مایکوپلاسماها را نام برد. عفونت در مفاصل مصنوعی معمولا با عوامل اتیولوژیک متفاوت تری نسبت به مفصل سالم ایجاد می شود. بعد از قرار دادن یک پروتز، ارگانیسم هائی که در هنگام عمل جراحی وارد مفصل شده اند به تدریج تکثیر یافته تا تعداد آنها به یک حد بحرانی برسد و سپس در میزبان ایجاد پاسخ التهابی می نمایند. این حالت ممکن است مدتها پس از جراحی اولیه اتفاق افتد (تقریباً نیمی از تمامی عفونت های پروتزهای مفصلی بیشتر از یک سال بعد از جراحی اولیه اتفاق می افتد). شایعترین عوامل اتیولوژیک در این حالت فلور طبیعی پوست هستند که عبارتند از: استافیلوکوک اپیدرمیدیس، سایر استافیلوکوکهای کوآگولاز – منفی، گونه های کورینه باکتریوم و گونه های پروپیونی باکتریوم. به گونه دیگر، ارگانیسم ها ممکن است بواسطة گسترش خونی از کانونهای عفونی دورتر به مفصل برسند.

نمونه ها، مانند سایر مایعات استریل بدن بطریق آسپیراسیون با سرنگ و سوزن استریل گرفته می شود. نمونه باید به ویالهای مخصوصی که جهت انتقال باکتریهای بیهوازی طراحی شده اند منتقل شده تا زنده ماندن باکتریهای بیهوازی را تضمین نماید زیرا که احتمال وجود باکتریهای بیهوازی بیشتر است. همچنین اثبات شده است که تلقیح مقداری از نمونه اولیه به محیط کشت خون می توان سودمند باشد (خصوصاً در زمانی که نتوان نمونه را سریعاً به آزمایشگاه انتقال داد). این کشت باید مانند کشت خون بررسی شود. این کار مزیت دیگری که دارد این است که اولاً بازیافت تعداد کم ارگانیسم ها را افزایش داده، ثانیاً به دلیل رقیق شدن نمونه در محیط مایع کشت خون اثر آنتی بیوتیک ها را کاهش می دهد. از سیترات سدیم یا سدیم پلی آنتول سولفانات نیز می توان به عنوان ضد انعقاد استفاده نمود. اگر نمونه دارای لخته است باید آنرا هموژنیزه نمود زیرا میکروارگانیسم ها تمایل دارند که در لخته تجمع نمایند. گنوکوک از محیط های هایپرتونیک مانند محیط های حاوی سوکروز بهتر جدا می گردد. نمونه های چرکی را باید مستقیماً به چندین محیط حاوی آگار تلقیح نمود. آگار شکلاته و یک آبگوشت غنی کننده مانند تیوگلیکولات جهت تأمین رشد باکتریهای سخت رشد مناسب هستند. همچنین نمونه را باید به یک محیط بیهوازی تلقیح کرد. اگر قارچها و مایکوباکتریها مورد ظن هستند، نمونه را باید جهت شناسائی این عوامل به محیط های اختصاصی تلقیح نمود. رنگ آمیزی مستقیم گرم، KOH یا کالکوفلور سفید جهت قارچها و رنگ آمیزی اسید – فاست جهت مایکوباکتریوم ها را می توان انجام داد.